X
تبلیغات
چشم خمار - دو عاشق

پدر بزرگ و مادربزرگم بيشتر از هشتاد سال باهم زندگي كردن

يادمه خيلي سر به سرهم ميزاشتن ولي عاشق هم بودن

آخرشم تو يك روز با فاصله 20 دقيقه از هم با مرگ طبيعي فوت كردن

هيچ كدوم هم خبر نداشتن اون يكي فوت كرده تو دوتا اتاق جداگونه بودن

قسمت نبود هيچ كدوم غم دوري اون يكي ديگه رو تحمل كنه

يني ميشه ماهم اينجوري بريم اون دنيا

روحشون شاد




تاريخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 10:30 | نویسنده : علي |